از دیدگاه دانش اقتصاد، این مصرف کننده است که بر اساس درآمد و تقاضای خود، تعیین می کند که عوامل تولید چه کالایی را به چه میزان و با چه کیفیتی برایش تولید کنند . اما آیا در این دوره واقعیت این گونه است ؟

از اوایل قرن بیستم فرهنگ غربی از مصرفِ به قدر ضرورت، که ریشه در تعلیمات پروتستانی داشت، به سمت تولید انبوه و مصرف گرایی افراطی پیش رفت. از آن پس دیگران هستند که تعیین می کنند مردم چه چیز را، به چه اندازه ای و با چه کیفیتی استفاده کنند. حتی برای انسان های این دوره نیاز خلق می شود. متاسفانه هر چند فرهنگ ما و نیز دین اسلام توصیه به میانه روی در مصرف، مصرف عقلایی و پرهیز از اسراف و مصرف بیهوده می کند، ولی آنچه در عمل مشاهده می شود، عکس آن، یعنی اسراف و مصرف های بی دلیل و در نهایت هدر رفت منابع و تخریب محیط زیست است.

آیا پس از این همه تخریب و زندگی بی نظم و ضابطه، آیا وقت آن نرسیده که به خود آییم ؟

حال که مشکلات محیط زیستی به زنگ خطری بزرگ برای نسل ما و آیندگان تبدیل شده باید در شیوه های نادرستی که در زندگی مان در پیش گرفته ایم نظری افکنده و قدری به اصلاح این روش ها بپردازیم. در این راه باید به صورت مستمر همه چیز را مورد بررسی و اصلاح قرار دهیم . یکی از بزرگ ترین مشکلات ما ، همان طور که اشاره شده، میل به مصرف زیاد و بی ضابطه و اغلب بیهوده و حتی بدون مطالعه است. شاید پرسیده شود آیا مسائل روزمره نیاز به مطالعه دارد ؟؟ شاید نه. اما اگر آگاهی های لازم را در طول آموزش دوران کودکی و نوجوانی دریافت نکرده باشیم ، بله ، باید سراغ آموزش هم برویم. همانطور که اشاره کردیم جامعه ی ما جامعه ای مصرفی بار آمده است . ما ادعای تغییر نظام اقتصادی و فرهنگی چیره شده را در زمان کوتاه نداریم، اما با اندکی اندیشه و اندکی صبر و حوصله خواهیم دید که همه چیز به نفع خودمان ، به نفع محیط زیست مان و به نفع منافع ملی تغییر خواهد کرد.

پس با ما همراه باشید.